X
تبلیغات
رایتل

مدیریت اجرایی

بسمه تعالی

  دکترعبدالکریم گیم عضو هیأت علمی دانشگاه صنعت نفت

جنگ ارزها و آینده دلار آمریکا در بستر بحران مالی کنونی جهان

مقدمه

هنگامی که درباره تجارت بین المللی صحبت می کنیم به حرکت کالا و خدمات از یک کشور به کشور دیگر اشاره داریم. نحوه و روش تامین مالی کالا خدمات و داراییهای مالی در تجارت جهانی را مد نظر می گیریم. مثلا ایران چگونه برای واردات خود پرداخت می کند؟

چگونه بقیه جهان برای صادرات از ایران پرداخت می کنند؟در ابتدا در تحلیل خود جهانی را در نظر می گیریم که در آن بازار ارز خارجی تحت تاثیر مداخله دولت قرار نمی گیرد. سپس ماهیت چنین مداخله ای را در بازارهای بین المللی بررسی خواهیم کرد.

نرخ های ارز شناور یا انعطاف پذیر:

هنگامی که تصمیم می گیریم محصول خارجی مانند چای هندی بخرید ریال برای پرداخت تولید کننده هندی در اختیار دارید اما تولید کننده هندی نمی تواند مزد کارگران خود را به ریال پرداخت کند. کارگران هندی هستند در هند زندگی می کنند و برای خرید کالا و خدمت در این کشور به روپیه هند نیاز دارند بنابراین باید راهی برای تبدیل ریال به روپیه که مورد قبول تولید کننده هندی است وجود داشته باشد. این تبدیل در بازار ارز انجام می گیرد. نرخ مبادله خاص بین ریال و روپیه به عرضه و تقاضای ریال و روپیه بستگی دارد. اگر شما برای خرید یک روپیه 200 ریال بپردازید این نرخی است که بوسیله عرضه و تقاضا روپیه هند در بازار تعیین شده است.

حال ببینیم که چه عواملی عرضه و تقاضا برای پول خارجی را در بازار ارز معین می کنند؟

تحلیل ما در ابتدا به بازار ارزی که تنها ناشی از واردات و صادرات کالا است محدود می شود. در جهان واقعی نرخهای ارز نه تنها به وسیله عرضه و تقاضای پول ناشی از تجارت بین المللی است توسط عرضه و تقاضای پول ناشی از جریان سرمایه نیز تعیین می شوند.

عرضه و تقاضا برای پولهای خارجی :

در حقیقت هر معامله ای در ارتباط با واردات کالا از خارج به معنی عرضه ارز و تقاضا برای یک پول خارجی است و بر عکس.

به عنوان مثال تجارت و تبادل کالا بین دو کشور انگلیس و آمریکا را بررسی می کنیم فرض می کنیم که تنها دو کالا مبادله می شود گوشت آمریکایی و پیراهن انگلیسی. بنابراین تقاضای بریتانیا برای گوشت آمریکایی در بازار ارز عرضه پوند انگلیسی و تقاضا برای دلار ایجاد می کند. به همین ترتیب تقاضای آمریکا برای پیراهن انگلیسی عرضه دلار و تقاضا برای پوند را در بازار ارز بوجود می آورند.

در نظام نرخ ارز شناور (یا انعطاف پذیر) عرضه و تقاضای پوند و دلار در بازار ارز نرخ ارز تعادل را تعیین می کنند. نرخ ارز تعادل نشان می دهد که یک پوند با چند دلار آمریکا می تواند معاوضه شود و این قیمت دلار بر حسب پوند است یا یک دلار با چند پوند می تواند معاوضه گردد و این قیمت پوند بر حسب دلار می باشد.

نرخ ارز تعادل :

برای تعیین نرخ ارز تعادل باید مشخص کنیم که چه عواملی عرضه و تقاضای ارز را تعیین می کند. در اینجا خرید احتکاری ارز را در نظر نمی گیریم. یعنی فرض می کنیم که هیچ کس یورو را به امید اینکه قیمت آن در آینده بالا رود خریداری نمی کند.

انگاره نرخ ارز فرقی با انگاره پرداخت قیمتی خاص برای چیزی که می خواهیم خریداری کنیم ندارد. اگر علاقمند به خرید قهوه باشید می دانید که برای هر فنجان قهوه باید 35/0 پوند پرداخت کنید.اگر قیمت قهوه به یک پوند افزایش می یابد احتمالا قهوه کمتری خواهید خرید. در صورتی که قیمت به 15/0 کاهش یابد ممکن است قهوه بیشتری بخرید .( اگر به مصرف قهوه علاقمند باشید). به عبارت دیگر منحنی تقاضا برای قهوه بر حسب پوند بر اساس نظریه تقاضا شیبی منفی دارد. منحنی تقاضا برای یورو نیز چنین است.

بازار ارز خارجی تحت تاثیر مداخله دولت :

حال وضعی را در نظر می گیریم که درآن بانکهای مرکزی به منظور جلوگیری از تغییرات نرخ ارز در بازارهای ارز مداخله می کنند. این نظام نرخهای ارز ثابت است.تنها راه ثابت ماندن قیمت مداخله دولت است.

بار دیگر وضعی را در نظر می گیریم که در آن تنها دو کشور وجود دارد فرض کنید که قیمت پیراهن مانند قیمت بقیه کالاهای ساخته شده در انگلیس افزایش یافته است. حال آمریکاییان کمتر از گذشته پیراهن انگلیسی خریداری می کنند. اینها دلار کمتری به بازار ارز عرضه می کنند و در نرخ ثابت ارز پوند کمتری نیز تقاضا خواهند کرد. اما مصرف کنندگان گوشت آمریکایی در انگلیس تقاضاهایشان برای گوشت کاهش نخواهد یافت.در حقیقت تقاضای اینها افزایش خواهد یافت زیرا در نرخ ثابت ارز قیمت نسبی گوشت آمریکایی کاهش یافته است بنابراین حال انگلیس پوند بیشتری به بازار ارز عرضه می کند و دلار بیشتری را تقاضا خواهد کرد. در صورت عدم وجود مداخله بانکهای مرکزی نرخ ارز تغییر خواهد کرد .

قیمت دلار آمریکا بر حسب پوند مثلا از 2/0 پوند به 25/0 پوند برای هر دلار افزایش خواهد یافت. یعنی ارزش پوند بر حسب دلار کاهش خواهد یافت. پوند نسبت به دلار کاهش ارزش و دلار نسبت به لیره استرلینگ افزایش ارزش خواهد داشت . اما دولت انگلیس متعهد به حفظ قیمت پوند در بازارهای ارز است. هنگامی که آمریکاییان پوندهای مازاد خود را وارد بازار ارز می کنند بانک مرکزی بریتانیا باید برای خرید پوندهای اضافی پولهای خارجی (یا طلا) در اختیار داشته باشد. یعنی باید ذخایر دلار و یا طلا برای خرید پوندهایی که آمریکاییان می خواهند بفروشند در صندوق داشته باشد. بانک مرکزی بریتانیا باید 25 میلیون دلار در سال برای ثابت نگهداشتن نرخ ارز عرضه کند.

تنها راه برای انگلیس و سایر کشورها برای حمایت از قیمت پوند خرید پوند های اضافی با ذخایر ارزی است.در این حالت دلار آمریکا است. اما ممکن است در نهایت ذخایر دلار انگلیس تمام شود.در این صورت این کشور دیگر نمی تواند قیمت پوند را ثابت نگهدارد و بحران پولی بوجود خواهد آمد.بحران پولی هنگامی روی می دهد که یک کشور دیگر نمی تواند از قیمت پول خود در بازارهای ارز حمایت کند.

کاهش ارزش رسمی :

یک بدیل یرای بحران پولی یا تداوم کوشش برای حمایت از نرخ ارز ثابت کاهش ارزش رسمی یک جانبه پول است کاهش ارزش رسمی پول مشابه کاهش ارزش پول است و تنها تفاوت بین این دو این است که اولی در نظام نرخ ارز ثابت اتفاق می افتد. در این حالت یک کشور خاص  به طور یک جانبه قیمت پول خود را در بازارهای ارز کاهش می دهد. عمل عکس کاهش ارزش رسمی افزایش ارزش رسمی است. این عمل در نظام نرخ ثابت ارز هنگامی که فشار بر پول یک کشور برای افزایش ارزش دربازارهای ارز وجود دارد، اتفاق می افتد. به طور یک جانبه، این کشور می تواندارزش پول خود راردر بازارهای ارز نسبت به گذشته افزایش دهد ، افزایش ارزش رسمی مشابه افزایش ارزش است وتنها تفاوت این است که اولی در نظام نرخ ارز ثابت ، اتفاق می افتد .

در سال1973اکثر کشورهای بزرگ جهان ، نظام نرخ ارز شناور را بکار گرفتند . با این همه بانکهای مرکزی هنوز آماده بودند در بازار ارز برای مقابله با تغیر مکانهای ناگهانی عرضه با تقاضای پولها مداخله کنند . بنابراین نظامی مابین دو نظام نرخ ارز ثابت وشناور یعنی نظام شناور کاذب بوجود آمد . در این نظام ، نظام نرخ ارز شناور با مداخلات غیـــر مستقیم دولت اصلاح می گردد تا تغیرات کوتاه مدت در نرخ ارز از میان برداشته شود و نیروهای بازار بتوانند قمت بلند مدت پولها را تعیین کنند . بنابراین ذکر نکات زیر ضروری است .

- نرخ ارز نرخی است که با آن یک واحد از پول یک کشور می تواند با پول کشور دیگر مبادله  شود .

- تقاضا برای ارز ، تقاضایی القایی است ، یعنی از تقاضا برای کالا وخدمات خارجی (و در دنیای واقعی همچنین از تقاضا برای داراییهای مالی) ناشی می شود .

عرضه ارز نیز از تقاضای خارجیان برای کالا وخدمات کشورها بوجود می آید .

به طور کلی ، منحنی تقاضا برای ارز شیب منفی ومنحنی عرضه آن شیب مثبت دارد . نرخ تعادل ارز را نقطة تقاطع دو منحنی عرضه و تقاضا تعیین می کند .

تغییرمکان منحنی تقاضا برای کالاهای خارجی باعث تغییر مکان منحنی تقاضا برای ارز می شود . در این صورت نرخ تعادل ارز تغییر می کند .

تغییر مکان منحنی عرضه ارز نیز باعث تغییر نرخ تعادل ارز می شود .

اهمیت اقتصادی دلار :

دلار بی گمان پدیده ای است که در زمان ما بیش از هر پدیده دیگر مورد بحث است .  چرا این همه بحث درباره دلار وجود دارد ؟ سه دلیل برای این پرسش هست .

اول ، نرخ تبدیل دلار در هر حال حاضر مهمترین قیمت در اقتصاد جهانی است ، یعنی وضعیت رقابتی سایر کشور های صنعتی در مقابل آمریکا ، تراز تجاری این کشور ، ساخت وتوسعه تجارت جهانی قیمتهای مواد وسایر کالاهای مبادله شده در سطح بین المللی وتورم قیمتها در امریکا وسایر کشور ها را تحت تاثیر قرار داده است .

دوم بحث انگیز بودن دلار این است که مسلة دلار خود موضوعی جدل برانگیز است . گویی وضع دلار تمامی دانش سنتی ما را بی اعتنا می کند . دست کم تا آغاز سال 1985 ماشاهد وضعی بودیم که اگر نه خود سرانه ، تناقض آمیز بود . هر چه کسر بودجه وکسری تراز تجاری آمریکا بیشتر می شد ، ارزش دلار بالاتر می رفت . وضعی که سایر پولها را تضعیف می کرد باعث تقویت دلار می شد .

سوم توجه دقیق جهان به دلار توجه به آینده است . اگر زمانی روند ارزش دلار معکوس  شود و نرخ تبدیل دلار کاهش یابد بر سراقتصاد جهان چه خواهد آمد؟ عنوان سوالی است که در صورت تحقق در آینده اقتصاد جهانی ، بازار های مالی ، امنیت کشورها و ژئوپلوتیک جهان را تغییر خواهد داد .

پشتوانه دلار :

همانطور که می دانیم تا سال 1971 طلا پشتوانه دلار آمریکا بود در آن سال ناگهان نیکسون رئیس جمهور وقت آمریکا با صدور فرمانی ارتباط با دلار را با طلا قطع نمود ونفت رابه عنوان پشتوانه دلار قرار داد به این معنی که نفت جهانی فقط با دلار خرید و فروش میشود .واین موضوع ابتدای شروع مشکلات برای دلار شد .

چه آمریکا هر طور تشخیص میداد دلار چاپ ومنتشر می کرد و در نتیجه دلار ارز عمدة جهانی و بدون داشتن پشتوانه طلا باقی ماند .

در واقع نفت به عنوان پشتوانه دلار قرار گرفت و ضمانت اجرای آن این بود طی مذاکرات وموافقت نامه های سری بین آمریکا و کشورهای صادر کننده نفت بخصوص ممالک خاور میانه ، در ازاء حفظ وحراست تاج وتخت و موقعیت سیاسی رهبران این کشور ها توسط آمریکا ، دولتهای طرف قرار دادند متعهد شدند که خرید وفروش نفت ومشتقات آن صرفاً بادلار آمریکا صورت گیرد . یعنی دلار بدون هیچگونه پوششی از طلا تحت پوشش نفت قرار گرفت . به همین دلیل اکثر کشورهای جهان بخصوص دولتهای صنعتی بخاطر نیاز  وخرید نفت مجبورند دلارهای زیادی بخرند وآنرا به عنوان ارز ذخیرة احتیاطی نگهداری کنند که این خود نوعی پشتوانه برای دلار است ، مثلاً چین با تهیه وذخیره دو تریلیون دلار بزرگترین ارز احتیاطی دلار را در بین کشور های جهان در اختیار دارد .

حال اگراین کشورها که دارای دلار های زیادی هستند بخواهند آنرا با سایر ارزهای دیگر نظیر یورو یا یوآن چین تغییر دهند چه مسائلی برای دلار پیش خواهد آمد؟

این عمل به مشابه یک تکان شدید خواهد بود که دامنه آن بسیار وسیــــع و گسترده می باشد .

کشورهای بزرگی از آسیا و اروپا مجبور به اتخاذ روشهای جدید در زمینه ارزی خواهند بود و لازم است تمهیدات لازم ر ا اتخاذ نمایند .

به دلیل همین وابستگی شدید کشورهای بزرگ وکوچک به دلار است که بانکهای مرکزی این کشورها مجبورند از دلار حمایت کنند .

اگر چه دولت چین تا حدودی متوجه خطراتی که دلار را تهـــدیـد می کند شده است ولی در خصوص جایگزینی یووان بجای دلار در مبادلات تجاری دنیا با احتیاط وگام به گام حرکت می کند . دولت چین قصد دارد یووان را در درازمدت به عنوان ارز مهم در تجارت جهانی رواج دهد و در گام اول در معادلات تجاری با روسیه و تایلند یووان را مبنای تجارت خود قرار داده است ودر حال حاضر از رقابت با دلار احتراز می کند به این دلیل که اقتصاد چین در حد آمریکا و اروپا نیست وچین با خطراتی که یووان رادر صورتی که ارزی جهانی شود تهدید می کند کاملاً واقف است .

از طرفی آمریکا از طریق سیطرة دلار براقتصاد جهانی ، امکانات جهان را تاراج می کند  تحلیل موضوع خیلی ساده است ، آمریکا با هزینه کردن فقط 4 سنت برای چاپ یک قطعه 100 دلاری آنهم بدون پشتوانه طلا  وصرفاً با اتکا به قدرت نفت قدرت خرید زیادی  به دارندگان دلار میدهد ، شما با صد دلار میتوانید چیزهای زیادی بخرید و قدرت خرید زیادی نصیب آمریکا میشود .

بحران مالی فعلی جهانی وارتباط آن بادلار :

پروفسور سونگ هونگ بینگ اقتصاد دان وکارشناس مالی چین وقوع بحران مالی کنونی را یکسال پیش از شروع آن پیش بینی کرده بود . بحرانی که از اوایل فصل چهارم سال 2008 شروع شد وروز به روز ابعاد گسترده تری بخود میگیرد .

وی معتقد است دو عامل اصلی باعث ایجاد این بحران مالی شده است .

1- در سالهای اخیر دلارهای بسیار زیاد و بیش از ظرفیت بازار ، وارد بازارهای مالی وپولی شد که باعث غرق شدن بازارها توسط دلار گردید .           

2 - قرض های زیاد بازارهای مالی آمریکا باعث شد که قیمت شاخص سهام بخش های مختلف اقتصادی نظیر صنایع خودروسازی ، مسکن و ... به شدت پایین بیاید و همه از ترس کاهش بیشتر قیمت سهام بخش های مختلف ، سهام خود را ارزان فروختند و آنرا تبدیل به دلار کردند و در نتیجه تقاضا برای دلار در سطح جهان افزایش ناگهانی یافت که این خود باعث افزایش قدرت دلار شد .

در کنار این پدیده ذکر چندشاخص اقتصادی و اجتماعی در امریکا عمق بحران مالی و اقتصادی امریکا را نشان می دهد که این خود مقدمه ای برای افول قدرت دلاردر آینده ای نزدیک است .

31 میلیون نفراز مردم امریکا فقیر بوده و برای سیر کردن شکم خود متکی به بن های توزیع غذای مجانی در سراسر امریکا هستند و از این راه خود را اداره میکنند .

40 میلیون نفر امریکایی فاقد هر گونه بیمه اجتماعی ، درمانی و معیشتی هستند .

12میلیون نفر امریکایی بیکار بوده و در صورت اعلام ورشکستگی شرکتهای عظیم خودروسازی جنرال موتور و کرایسلر این تعداد به14 میلیون نفر خواهد رسید که این تعداد البته روز به روز در حال افزایش است و حتی به روستاهای دوردست امریکاو شاغلین در بخش کشاورزی سرایت کرده است .

میلیون ها نفر امریکایی به علت عدم امکان پرداخت اقساط وام مسکن خود از منازل خود اخراج و بی خانمان شده اند .  

 نقش بانک رزرو فدرال ( بانک مرکزی فدرال ) آمریکا در وضعیت دلار جالب توجه است این بانک بر خلاف سایر بانکهای مرکزی کشور های جهان که دولتی هستند وتوسط دولتها اداره می شوند مالکیت خانوادگی خصوصی دارد که بیشترین سهامداران آن خانواده های یهودی هستند این ساختار از سال 1913 در آمریکا مستقر شده است بر خلاف همة کشور ها که دولتها سیاست گذاری ارزی را به عهده دارند، در آمریکا مسائل ارزی ودلار عمدتاً متاثر از سیاستهای بخش خصوصی است ، این ساختار بانک رزرو فدرال آمریکا قدرت زیادی دارد و سوابق امر نشان میدهد که هر وقت روسای جمهور آمریکا میخواستند به حریم این دایره وارد شوند با خطر کشته شدن یا تسویه حساب مــواجه شده اند .

آینده دلار :

پروفسور سونگ هونگ بینگ کارشناس مالی و اقتصاددان چینی معتقد است شکست در انتظار دلار است ، وی معتغقد است دلار ظرف ده الی پانزده سال آینده شکست خواهد خورد وارز جدیدی مثلاً دلار جدید یا یک ارز واحد جهانی دیگری جایگزین آن خواهد شد البته او ادامه می دهد که شکست دلار به معنای فروپاشی آمریکا نیست ، ولی هر کس مالک دلار است ضرر خواهد دید در حال حاضر کشور چین با حدود دو هزار میلیارد دلار (2تریلیون دلار) و نیز کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس دارنده بزرگترین ذخیره ارزی دلار در جهان هستند که در واقع سوار بر کشتی تایتانیک هستند ، کشتی تایتانیکی که براثر این محموله (ذخایرعظیم دلار ) در آینده ای نه چندان دور غرق خواهد شد .

کسانی از این مهلکه ور شکستگی نجات خواهند یافت که از هم اکنون به فکر چاره جویی و رهایی از بند دلار باشند ، این تلاشهای نجات غریق از امواج متلاطم دلار از هم اکنون شروع شده است، اولین قربانی کشور چین است که منطقاً با داشتن بیشترین ذخیره ارزی دلار بایستی از مدافعین دلار باشد . اخیراً در واکنشی نسبت به تصمیم روز  فدرال بانک آمریکا در خصوص چاپ وانتشار یک تریلیون دلار اضافی  وتزریق آن به بازارهای مالی آمریکا به شدت واکنش نشان داده و از یبم سقوط ارزش دلار ، اولین بار خواستار رهایی از دلار وجایگزینی ارز واحد جهانی دیگری بجای دلار گردیده است امری که باعث  شد رئیس جمهور آمریکا سراسیمه به این پیشنهاد چین واکنش نشان دهد واعلام کرد که دلار کماکان قوی بوده وهمچنان ارز مسلط در جهان باقی خواهد ماند .از طرف دیگر اتحادیه اروپا در مقابل وضعت نا بهنجار دلار اعلام کرد که سیاستهای دولت جدید آمریکا درخصوص تزریق دلار بیشتر به بازار جهت رهایی از بحران مالی کنونی سر از جهنم در خواهد آورد وخواستار حذف دلار در معادلات جهانی وجایزین نمودن ارز دیگری بجای آن هستند .روسیه نیزاعلام کرد که تاریخ مصرف دلار به سر آمده و باید ارز جدیدی جایگزین آن گردد .

برزیل وترکیه که اخیراً حدود 30 درصد ارزش پولی ملی خود را بخاطر وابستگی به دلار از دست داده اند به آینده دلار بدبین شده اند این در حالی است که ضرر مالی 22 کشور عرب از بحران مالی کنونی 5/2 تریلیون دلار است . معترضان به آقائی دلار، دیگر عراق صدام حسین ، ایران اسلامی و ونزوئلا نیستند این بار متحدان وشریکان تجاری و اقتصادی آمریکا هستند که علم مبارزه با دلار آمریکا را برافراشته اند .

ارزهای نامزد احتمالی جایگزین دلار :

از بین ارزهای معتبر موجود در جهان به نظر می رسد که فقط یورو از این نظر قابل اعتنا است ولی یورو مشکلات خاص خود را دارد . یورو پول مشترک 23 کشور مستقل از بین25 کشور عضو اتحادیه اروپا است که هرگونه تغییری در نقش و ماهیت آن مستلزم موافقت همه کشورهای عضو است که با توجه به ساختار موافقت نامه ماستریخت ، توافق در امور مهمی نظیر جایگزینی یورو بجای دلار بسیار مشکل بوده وبعید به نظر می رسد .

از طرف دیگر یووان چینی بنابه دلائلی که قبلاً ذکر شد ظرفیت جانشینی دلار را ندارد ، روبل روسیه به دلائل روشن اقتصادی از قابلیت کمتری برخوردار است ، ین ژاپن نیز به دلیل وابستگی شدید به دلار علیرغم داشتن اعتبار و قابلیت از توان کمتری جهت جایگزینی دلار برخوردار است .

نتیجه گیری وپیشنهاد :

باتوجه به بحران شدید مالی کنونی که بعضی کارشناسان اقتصادی آنرا در هشتاد سال اخیر بی سابقه می دانند. جایگاه وسهم عظیم اقتصاد آمریکا در اقتصاد جهانی (داشتن

 تولید ناخالص ملی جهان ) طبیعتاً مرکز ثقل این بحران مالی را متوجه G N P18% 

آمریکا کرده است . وابستگی وسیع و متقابل اقتصادی اکثر اتحادیه های منطقه ای و کشورهای نظیر اتحادیه اروپا ، چین ،ژاپن، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس و سایر کشورها با آمریکا ،سرایت این بحران را به سایر نقاط جهان باعث شده است  . در این میان همانطور که قبلاً ارائه شد ، کشورهای مذکور در حال حاضر خسارت هنگفت مالی ، سقوط سهام و بی ثباتی در بازار پولی خود را تجربه می کنند . به گونه ای که اکثر کشورهای سرمایه داری غربی علیرغم فلسفه سیاسی لیبرالیسم حاکم برآنها که دولت حداقلی را ترویج می نماید دولتی که بجای مداخله در اقتصاد و کنترل مکانیسم بازار آزاد شما را به فراهم آردن مقدمات و شرایط رقابت آزاد می اندیشد بی آنکه مسئولیتی  درباره نتایج و ثمرات و نابرابرهای برخاسته از این رقابت متوجه او باشد .

این کشورها برای اولین بار ناچار به دخالت وتصمیم گیری مستقیم در امور اقتصادی کشورهای خود شده واز خطوط قرمز لیبرالیسم عبور کرده اند . نکته اساسی در این میان نقش دلار به عنوان ارز مهم ، حیاتی و حاکم در مبادلات تجاری و اقتصادی جهان است که هر گونه تغییر در حجم و نقش آن تبعات مستقیم براقتصاد جهانی ، منطقه ای و ملی اکثر کشورهای جهان خواهد داشت .

حساسیت این نقش دلار باعث شده است که اکثر قدرت های اقتصادی نظیر اتحادیه اروپا،چین،روسیه، استرالیا و ... یک صدا خواستار تجدید نظر در نقش دلار به عنوان ارز جهانی و جایگزینی آن با ارز دیگری شده اند . که واکنش فوری وقاطغ منفی آمریکا را به دنبال داشت ، بدیهی است کنار گذاشتن دلار در حال حاضر و بدون در نظر گرفتن تبعات آن زلزله اقتصادی تمام عیار جهانی را به دنبال خواهد داشت که ابعاد آن ممکن است به وقوع جنگ دیگری منجر شود .

در خاتمه پیشنهاد میشود در جهت حفظ ارزش پولی ملی کشورها ، سرمایه گذاران، مدیران ومردم عادی به فکر تبدیل دلار موجود خود با طلا و نقره باشند تا بیش از این آسیب نبینند ، چون آنهایی که انبوه دلارهای خود را نگه میدارند در واقع سرنشین کشتی تایتانیک هستند که دیر یا زود غرق خواهد شد پس از هم اکنون باید به فکر نجات خود باشند .